مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
853
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1174 ] فصل [ دوم ] : اندر قروح مثانه « 1 » اين را سه سبب است : يكى ، خلط مرارى اكّال كه بر مثانه آيد و از حدت و تيزى خود آن را بخراشد . دوم ، سنگريزهء خشن كه خراش آرد . سوّم ، ورم مثانه كه گشاده شود . و علامت قرحهء مثانه آن است كه بول به دشوارى و حرقت برآيد و بدبو بود و در وى چيزها مانند صفايح و سبوس ظاهر شود . و فرق در قرحهء كليه و مثانه ، در قرحهء كليه ذكر يافته . « و لا يخفى أنّ وجع قروح المثانة أصعب لأنّها عصبىّ قوىّ الحسّ » « 2 » . [ 1175 ] علاج : پس از تعديل و تنقيهء اخلاط بدن ، بدانچه در قرحه كليه گفته شد براى تنقيهء چرك مثانه [ چون ] ماء العسل و ماء الشكر و جز آن [ از ] منقّيات قرحه كه در آنجاست بدهند . و بعد از آنكه ريم پاك شود و بول صاف آيد به واسطهء اندمال قرحه ، اقراص طباشير و اقراص كهربا و اقراص كاكنج « 3 » با شراب خشخاش بنوشانند . و هرگاه وجع شدت كند ، شياف ابيض با شير زنان در احليل چكانند . و آنجا كه وجع شديد نبود ، گل ارمنى و شاخ گوزن و شادنه و كندر و اسپيداج با شير زنان آميخته در مجراى قضيب چكانند [ كه ] به جهت التحام ، فايده تمام دارد . و آنجا كه چرك بسيار باشد ، ماء العسل فقط در احليل چكانيدن جهت جلاء قرحه و تنقيهء چرك ، به غايت مفيد است . بدانند كه هرچه در قروح گرده گفته شد ، در اينجا نيز همان مرعى بايد داشت . و هرچه در آنجا مضر است ، در اين نيز ضرر دارد . و هرچه در آنجا نافع است ، اينجا هم سود دارد .
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Cystic ulcers . ( 2 ) . ترجمه : « مخفى نماند كه درد زخمهاى مثانه خيلى شديد است چون مثانه پر عصب و سريع الاحساس است » . م . ( 3 ) . صفت قرص كاكنج كه قروح مثانه را نفع دارد : مغز تخم خيار ، ده درم ؛ تخم كاكنج ، سه درم ؛ تخم كرفس ، شهدانه ، گل ارمنى ، دم الاخوين ، صمغ عربى و تخم بنج ، از هريك دو درم ؛ افيون ، يك درم ، كوفته و بيخته اقراص سازند و با شراب خشخاش دهند . شربتى ، يك درم تا يك مثقال .